امید را باید ساخت؛ از لایههای فناوری تا بنای آینده ایران
کیاپرس/حسین افشین در آیین افتتاح نخستین رویداد و نمایشگاه ملی ساخت افزایشی، با پیوند دادن مفهوم ساخت قطعه به ساخت آینده کشور، امید را نه یک احساس زودگذر، بلکه جریانی پویا و حاصل تجربه موفقیت تعریف کرد و گفت: همانطور که در ساخت افزایشی هر لایه بر لایه پیشین استوار میشود، آینده ایران نیز با پیوند دانش، فناوری، صنعت و اعتماد ساخته خواهد شد.
به گزارش کیاپرس از مرکز ارتباطات و اطلاعرسانی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری، متن سخنرانی حسین افشین، معاون علمی رئیسجمهور، در آیین افتتاح نخستین رویداد و نمایشگاه ملی ساخت افزایشی که دوازدهم آبانماه در دانشگاه تهران برگزار شد، به شرح زیر است:
«بسمالله الرحمن الرحیم
سلام و احترام عرض میکنم خدمت استادان گرانقدر، صنعتگران، پژوهشگران، کارآفرینان، دانشجویان و همه کسانی که امروز با دغدغه ساختن، در این جمع حضور دارند.
میخواهم امروز سخنم را از موضوعی آغاز کنم که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با ساخت افزایشی نداشته باشد؛ از امید. مفهومی که این روزها بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، اما شاید کمتر درباره ماهیت واقعی آن صحبت میکنیم.
ما در روزگاری زندگی میکنیم که کشورمان با دشواری های اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و امنیتی متعددی روبهروست. جنگ، فشارهای اقتصادی، آسیب به برخی زیرساختها و نگرانی درباره آینده، واقعیتهایی هستند که نمیتوان از کنارشان بهسادگی عبور کرد. این دشواریها فقط در گزارشها و جدولهای آماری خلاصه نمیشوند. در زندگی خانوادهای که نگران آینده فرزندش است، جوانی که میان ماندن و رفتن تردید دارد، صنعتگری که برای تأمین قطعات کارخانهاش با مشکل مواجه است و پژوهشگری که نمیداند ایدهاش چه زمانی به محصول تبدیل خواهد شد، میتوان ابعاد واقعی این شرایط را دید.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از امید، بدون دیدن واقعیتها، نهتنها اثرگذار نیست، بلکه میتواند فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر کند. ما نمیتوانیم از جامعه بخواهیم دشواریهایش را نبیند تا امیدوار بماند. امید واقعی از انکار مشکلات به وجود نمیآید؛ از دیدن امکان غلبه بر آنها شکل میگیرد.
فکر میکنم یکی از خطاهای رایج ما در مواجهه با مفهوم امید، نگاه کردن به آن بهعنوان یک احساس ثابت یا حالتی روانی است؛ گویی میتوان با یک سخنرانی آن را ایجاد کرد و با یک خبر ناخوشایند از میان برد. اما امید چنین نیست. امید یک پدیده پویاست؛ جریانی اجتماعی که دائماً تولید، تقویت یا فرسوده میشود. من از این پدیده با عنوان «دینامیک امید» یاد میکنم.
دینامیک امید یعنی جامعه وقتی نشانهای واقعی از امکان تغییر میبیند، برای قدم بعدی آمادهتر میشود. وقتی جوانی احساس میکند دانشی که آموخته میتواند مسئلهای را حل کند، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا میکند. وقتی یک شرکت دانشبنیان محصول خود را به کارخانهای میفروشد، فقط درآمد ایجاد نمیکند؛ اعتماد به توانایی ساختن را نیز افزایش میدهد. وقتی صنعتگر میبیند مهندسان ایرانی از پس حل مسئلهای پیچیده برآمدهاند، برای سپردن مسائل بزرگتر به آنها آمادگی بیشتری پیدا میکند.
در دل این اتفاقها، یک چرخه شکل میگیرد: موفقیت، اعتماد میآفریند؛ اعتماد، زمینه اقدام بعدی را فراهم میکند و اقدام موفق، امید تازهای به وجود میآورد.
اما روی دیگر این چرخه را هم باید دید. وقتی تلاشها به نتیجه نمیرسند، ایدههای جوانان در پیچوخم تصمیمات اداری متوقف میشوند، صنعت به دانشگاه اعتماد نمیکند و دانشگاه نیز مسائل صنعت را نمیشناسد، بهتدریج احساس ناتوانی جای خودباوری را میگیرد. خطر اصلی برای یک جامعه، صرفاً مواجهه با مشکلات نیست؛ زمانی است که مردم به این نتیجه برسند تلاش کردن دیگر فایدهای ندارد.
به گمان من، مسئولیت ما دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. در معاونت علمی معتقدیم امیدآفرینی پیش از آنکه مأموریتی رسانهای باشد، یک مسئولیت اجرایی است. نمیتوان با انتشار خبرهای خوب، جای خالی نتایج واقعی را پر کرد. جامعه همانقدر که به روایت موفقیتها نیاز دارد، باید فرصت تجربه کردن موفقیت را هم داشته باشد. مردم باید اثر پیشرفت علمی را در کیفیت زندگی، فرصتهای شغلی، پایداری تولید، دسترسی به خدمات و آینده فرزندانشان احساس کنند.
شاید به همین دلیل است که برای رویداد امروز اهمیت ویژهای قائلم. عنوان این گردهمایی «ساخت افزایشی» است؛ فناوریای که در بسیاری از فرآیندهای آن، قطعه بهجای آنکه از یک ماده بزرگ و با برداشتن بخشهایی از آن شکل بگیرد، لایهبهلایه ساخته میشود. هر لایه بر لایه پیشین استوار است و در نهایت، ساختاری شکل میگیرد که پیش از آن وجود نداشته است.
من فکر میکنم در دل این فناوری، تصویر دقیقی از مسیر توسعه ایران وجود دارد.
آینده ایران با یک تصمیم، یک پروژه یا یک دستاورد بزرگ ساخته نمیشود. آینده را باید لایهبهلایه بنا کرد. هر مسئله صنعتی که حل میشود، هر شرکت دانشبنیانی که به بازار راه پیدا میکند، هر جوان نخبهای که فرصت اثرگذاری مییابد، هر فناوریای که از آزمایشگاه به خط تولید منتقل میشود و هر کارخانهای که با دانش داخلی به ظرفیت تولید بازمیگردد، یک لایه به این بنا اضافه میکند.
اما همانطور که در ساخت افزایشی، استحکام قطعه به کیفیت اتصال لایهها وابسته است، در ساخت آینده کشور نیز پیوند میان اجزای مختلف جامعه تعیینکننده خواهد بود. دانشگاه بدون صنعت، صنعت بدون فناوری، فناوری بدون سرمایه و سرمایه بدون اعتماد، نمیتوانند ساختاری پایدار ایجاد کنند.
گاهی مسئله ما کمبود ظرفیت نیست؛ پراکندگی ظرفیتهاست. ما امروز بیش از آنکه به جزیرههای تازهای از موفقیت نیاز داشته باشیم، به اتصال توانمندیهای موجود احتیاج داریم.
در پنجرهی چاپ، مقصد را «ذخیره بهصورت PDF» (Save as PDF) انتخاب کنید.